مدح و شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام
نبی سِرشت و علی شوکت و حسن سیما حـسین سـیـرت و مـیـراثدار آل کـسا کریم مثل حسـن، مهربان شبیه حسین پـنـاهـگـاه فـقـیـران و مـلـجـاء ضُعـفـا هــزار حـاتـم طـایـی گـدای دربــارش خدای جود و کرم، پادشاه فضل و سخا "زکی" و "خالص" و "صامت"، "سراجِ" اهل ولا "کریم"و "ناصح" و "طاهر"، "شفیعِ" روز جزا "ابومحمد"، "ابنُ الرضا"، "سخی" و "رفیق" امــام یــازدهـم آن کـمــال بـی هـمـتــا شَهی که نقـطـه پـرگار آفرینش اوست طُفیل هستی او بود خَلق ارض و سما خَم است پیش دو ابروش گردنِ گردون به خـاک پـاش فـتـادهسـت عـالـم بــالا کلاه از سر هـفـت آسـمـان زمین افـتد اگـر کـنـنـد نـگـاهـی بر آن قـد رعـنـا به دسـت بـوسی او اولـیـاء مـفـتـخرند به پـای بـوسی او جـبرئـیل گشته دوتا نشد به حج برود گرچه او، ملالی نیست که حـج ز یُـمـن قـبول امـام یافـت بها ز داغ دوری او کـعـبــه داغــدار بُـود ازآن نـمـوده به تن جـامـۀ سـیـاه عـزا امام، رُکـن حـقـیـقـی کـعـبـه میبـاشـد که کعبه گرم طواف است دور سامرّا کـلید عـالـم امکـان به دستهـایش بود به حـصر بـود؛ ولی بـود سـیـّدُالاُمَـرا به حـصر بود؛ ولی پـادشاه عـالـم بود که نیست شیر خدا را ز سلـسـله پروا نگـاه کن که اسـیـران پـیچ زلف توأیم کدام شاه به غیر از تو میخـرد ما را چه نور بود که از چهرۀ تو تابان بود که شیـر رام تو شد همچو آهـوان خـتا به دسـتهای تو افـتـاده لـرزه آقـاجان چه کرده با جگر تو مگر که زهر جفا غریب بودی و مظلـوم همچنان حـیدر جـوان شهـید شدی مثل مادرت زهـرا پسر رسـید به بـالـین و آب دسـتت داد رسـیـده اسـت زمـان گـریـز کــربـبـلا پسر رسید در اینجا به محـضر پدرش پــدر رسـیـد کـنـار پـسـر ولـی آنـجــا به پارههای تن اکبرش گریست حسین کـشـید ناله "عـفی بعـدک عـلی الدنیا" |